- تاریخ: 1401/10/26 ساعت: 19:34
جامعه هر آن کس را که همرنگ جماعت نمیشود ، دیوانه معرفی میکند . فریدریش نیچه
من بندِ یک کلمه ام - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:16
دیگر حرفهایم را نمیخوانی خوب میدانم از غم ِ دردِ دیگری اشکهات را بی بهانه لای انگشتانم پنهان میکنی از سر سری خوانان بیزارم و مکنت غرورم را، به بهای جبر حضورم بر باد نمیدهم مرا با بی اعتنایی بدرغه مکن! من بندِ یک کلمه ام ناز نفست بگو : برو ! رفته ام.
خواب را رها کن . - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:16
حرفها داری بامن پشت نگاهٍ پنهانت . که اینسان شبها ، خوابها ... خواب دیدم توی خواب دیدم ، شهر رو پر از بیداد دیدم . مرد رو غرق خوناب دیدم . دشت رو مثه مرداب دیدم . دردیست تورا دردیست تو را که خواب بر من حرام میکنی . چشمهات پنهان پلکها پیدا نگاه آن سو آفتابی تر شو ، من را باور کن ، روز را ز بر کن . تر...
گم میشوم در گرگ و میش سد . - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:16
دلم یک ماشین نو نفس میخواهد . باهم برویم پشت ریل ، نفسم بخار شود و اگزوزش دود کند . وای بیزارم از نوای همه آوازه خوانها و روضه خوانهای امروز و دیروز بگذارم فقط لاچینی ؛ تیر ماه را بنوازد و باندها ش بکوبند . باهم برویم بالاتر از بالا محله های شهر برسیم امام زاده پهنه کلا ؛ گوشه کلاه پهنش را بگیرم بگو...
یک روز خوب و پر هیاهو... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:16
یک روز خوب و پر هیاهو... یک خاطره از باهم بودنهامان توی دفتر دوستت دارم هایت .. تو شاکی از ته سیگار های دیشب و من شاد از ساعت ها در جاده بودنمان تو شاکی از دوستانه های منو من شاد از هم آغوشی شبانه مان تو غوطه ور در منطق ات تا قانع کردن من من در هوای بر هم زدنِ ، های و هوی تو تا هر دو داد و فریاد میش...
داستان تو ِ صبور و منِ عجول . - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:16
وقتی تک تک دقیقه ها ، ساعت میشود و گمانم میرود به بی مهریت! تا صدای زنگ، خندان می آیایی و لبخند میشوم به حماقتم ! وقتی تمام زنانگی هایم اوج میگیرد و در آغوشت تا صبح گریه میشوم ! تو نوازش میشوی و خوابم میکنی و باز میخندی ! وقتی تنها از کنار گلهای چهار راه روان میشوم تا تو، با فکر فراموشی عشقمان ! مین...
شعری که خونه تو حسرت لخته میشه - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:16
نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس تصور کن یه مردو با چشمای خیس نمیخوام ،نباید،تو شعرم به تو جسارت کنم نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم. شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت اگرچه میشکنه اون تن سبز و سپیدارت واسه من که پنجره یه ارزوی مبهم بود، ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو ...
من بندِ یک کلمه ام - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
دیگر حرفهایم را نمیخوانی خوب میدانم از غم ِ دردِ دیگری اشکهات را بی بهانه لای انگشتانم پنهان میکنی از سر سری خوانان بیزارم و مکنت غرورم را، به بهای جبر حضورم بر باد نمیدهم مرا با بی اعتنایی بدرغه مکن! من بندِ یک کلمه ام ناز نفست بگو : برو ! رفته ام.
یارم زده حراجی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
دیدی که چه بد کردی ای یار ، سفر کردی بی یار سفر کردم از دره گذر کردم بر مرگ نظر کردم یارا چه سبک باری کز عشق تو بیزاری رویایِ وفاداری بر دوش دل زاری عازم به سفر بی بار عزلت به کنار، بی یار با هر که نشستم من از پایه شکستم من ساقی تو که میدانی پر کن قدح فانی مستی شده ارزانی مفتی به دو سه زاری یارم زده...
خواب را رها کن . - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
حرفها داری بامن پشت نگاهٍ پنهانت . که اینسان شبها ، خوابها ... خواب دیدم توی خواب دیدم ، شهر رو پر از بیداد دیدم . مرد رو غرق خوناب دیدم . دشت رو مثه مرداب دیدم . دردیست تورا دردیست تو را که خواب بر من حرام میکنی . چشمهات پنهان پلکها پیدا نگاه آن سو آفتابی تر شو ، من را باور کن ، روز را ز بر کن . تر...
یک روز خوب و پر هیاهو... - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
یک روز خوب و پر هیاهو... یک خاطره از باهم بودنهامان توی دفتر دوستت دارم هایت .. تو شاکی از ته سیگار های دیشب و من شاد از ساعت ها در جاده بودنمان تو شاکی از دوستانه های منو من شاد از هم آغوشی شبانه مان تو غوطه ور در منطق ات تا قانع کردن من من در هوای بر هم زدنِ ، های و هوی تو تا هر دو داد و فریاد میش...
داستان تو ِ صبور و منِ عجول . - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
وقتی تک تک دقیقه ها ، ساعت میشود و گمانم میرود به بی مهریت! تا صدای زنگ، خندان می آیایی و لبخند میشوم به حماقتم ! وقتی تمام زنانگی هایم اوج میگیرد و در آغوشت تا صبح گریه میشوم ! تو نوازش میشوی و خوابم میکنی و باز میخندی ! وقتی تنها از کنار گلهای چهار راه روان میشوم تا تو، با فکر فراموشی عشقمان ! مین...
عاشقانه ها - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
ادامه بده به لبخند، به نگاه، به جشناز همان حرف های ساده بزنمثلن بگو چه روز بدیچه غذای بی نمکیو هوا چه گرفته ست!ادامه بده به معجزه به حضور به عطرو از همان کارهای ساده بکنمثلن بیا دکمه پیرهنم را بدوزروزنامه بخوانیا بزن زیر آوازِ بی حوصلگیتاما فقط ادامه بده!این روزهای هولناک رابی نمک، بدون دگمه، ابرینی...
شعری که خونه تو حسرت لخته میشه - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:09
نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس تصور کن یه مردو با چشمای خیس نمیخوام ،نباید،تو شعرم به تو جسارت کنم نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم. شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت اگرچه میشکنه اون تن سبز و سپیدارت واسه من که پنجره یه ارزوی مبهم بود، ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو ...

برچسب‌های مرتبط

خواب رهایی | یک روز خوب | یک روز خوب در باغ فردوس | یک روز خوب میاد | يك روز خوب | یک روز خوب برای سخت مردن | یک روز خوب برای زندگی | یک روز خوب چه روزی است | یک روز خوب برای موز ماهی | یک روز خوب با دوستان